بررسی مشکلات وموانع صنعت گردشگری دراستان مازندران،محسن حق شناس گتابی[1]رحمانعلی حق‎شناس گتابی2

بررسی مشکلات وموانع صنعت گردشگری دراستان مازندران

(مطالعه ی موردی شهرستان بابلسر-مدل پریسیلابونی فیس)

محسن حق شناس گتابی[1]رحمانعلی حق‎شناس گتابی2

چکيده:

برای ایجاد یک توسعه ی همه جانبه و پایدار و همچنین جایگزینی منابع جدید کسب درآمد به جای منابع نفتی نیازمند استفاده از تمامی امکانات می باشیم. موضوع گردشگری و توریسم یکی از عناصر مهم در ترکیب اقتصادی و فرهنگی کشورها محسوب میشود. در این راستا توسعه ی صنعت گردشگری که اقتصاددانان آنرا سومین پدیده اقتصادی پویا و رو به رشد پس از صنعت نفت و خودروسازی میدانند به عنوان نیاز اساسی کشور مطرح میشود. از این رو شناخت چشم اندازهای گردشگری در شهرستان بابلسر و بررسی مشکلات و موانع صنعت گردشگری در شهرستان بابلسر به عنوان یک مسأله اساسی در دستور این پژوهش قرار گرفت. پس از تعیین مسأله اصلی پژوهش به جمعآوری اطلاعات و شناسایی جنبههای مختلف موضوع از طریق مطالعات کتابخا نهای و رایا نهای و مصاحبه وچهار عامل: 1- تسهیلات کم. 2- عدم جاذبههای مناسب. 3- عدم امنیت. 4- نداشتن زیرساختهای مناسب که بنظر میرسد با کاهش صنعت گردشگری مرتبط باشند شناسایی شد. برای پاسخگویی به چگونگی ارتباط این عامل با کاهش صنعت گردشگری بابلسر4 فرضیه تدوین شد. با توجه به نوع مسأله و اطلاعات کتا بخا نه و نرمافزارهای SPSSو اطلاعاتی که از طریق مصاحبه بدست آمد جمعآوری و دستهبندی گردید و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در پایان بر مبنای موانع و ضعف های شناسایی شده پیشنهاداتی ارائه گردید

واژه گان کلیدی:

مازندران،بابلسر،گردشگری،توریسم،ناکارایی ،موانع


ادامه نوشته

مدیران تازه وارد مازندران بخوانند ...( نگارش از: صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه)

مدیران تازه وارد مازندران بخوانند ...( نگارش از: صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه)

خلاصه اینکه ماه عسل مدیران، باید کوتاه باشد و با توجه حجم مطالبات و انتظارات بایستی به مدار برگردند و آقایان یواش یواش باید با قلق گیری های کاری و مدیریتی، سیبل و خال سیاه دستگاههای اجرایی را هدف قرار داده و شلیک کنند!/ اگر درب اطاق مسئولیت شما به روی افراد باز نیست، تلاش کنید تا حداقل این درب برای همیشه به روی افکار باز بماند تا عملاً از هیج اندیشه نابی بی بهره نمانید و بدانید که...

صادقعلی رنجبر در متنی سراسر ایما و اشاره نکاتی را پندآموز نثاربرخی مدیران تازه وارد استان کرده است که به تعبیری اکنون در آغاز راهند و ماه عسل می گذرانند !خواه پند گیرند و خواه ملال...

خواندن متن کامل جدیدترین پست وبلاگ انگیزه خالی از لطف نیست ! خصوصا برای مدیران نازه وارد ...

با هم بخوانیم :

هیچکس عقل کل نیست و نمی تواند خود را از مشورت با دیگران بی نیاز پنداشته و خود را محروم نگه دارد و هر سخن که ناصحانه به زبان و یا به قلم می آید، می تواند به نفع ما، مکمل دانایی ما و مقوم توانایی ما محسوب گردد، معهذا بهتر است تا در این فضا، به سبکی دیگر ورود کرده و با استفاده از صنعت تلویح، تفهیم مفاهیم گردد:

اگر درب اطاق مسئولیت شما به روی افراد باز نیست، تلاش کنید تا حداقل این درب برای همیشه به روی افکار باز بماند تا عملاً از هیج اندیشه نابی بی بهره نمانید و بدانید که مدیریت امروز، مدیریت بهره برداری از افکار نو و نوآور است و تولید فکر، کیفی ترین تولید جهانی است و کشورهای دنیای پیشرفته گاهی خود را بدنام و درگیر می کنند تا در جذب مغزها، از هیچ کشوری عقب نیافتند!

باید بدانیم که انتقاد حق دیگران از مدیرانی است که مسئولیت امور آنها را به عهده می گیرند و بی طاقتی های مدیریتی، سلب حقوق مسلم از کسانی است که مدیران، قدرت و موقعیت خود را مدیون همان ولی نعمتان اند و از این لحاظ تاکید می گردد که باید صبوری ورزید و پاسخگو بود!

وقتی یک دوره کم تحرکی را در یک مسئولیتی که ذات  و ماهیت آن، تحرک است، پشت سر می گذاریم، باید به یک سئوال بزرگ پاسخ دهیم و آن اینکه انتظار داریم منتقدان جامعه تا کی و تا کجا سکوت کنند؟!

نمی توان همه را به سکوت واداشت و یا دهن همه را بسته نگه داشت، بلکه باید آستانه تحمل خود را بالا برد و در خود ظرفیت شنیدن فریاد دیگران ایجاد کرد تا به هیچکس پرخاش نکرد!

تاریخ، بیرحمانه ترین قضاوت ها را در باره افراد انجام می دهد، اما بیرحمانه تر از تاریخ، محکمه افکار عمومی است که حتی در حیات ما، ما را به پای میز محاکمه می برد و از ما بیلان کار می طلبد و پایان این دادگاه، افشای همه پنهان کاری ها و ندانم کاری ها و خلاف ها و علافی های نارواست!

لازم است بدانیم که هر منتقدی، الزاماً مخرّب و مخالف نیست و حتی هر مخالفی هم الزاماً انعطاف ناپذیر نیست و از این رو نباید همه منتقدین را با یک تهمت غیرمنصفانه، معاند و دشمن پنداشت، هنر مدیران نباید سوق دادن منتقدان به سوی مخالفت باشد، بلکه هنر آن است که معاند را مخالف و مخالف را منتقد و منتقد را همراه کنیم!

با پیران مجرب و کارآزموده بنشین، زیرا آنان گنجی را که با از دست دادن عمری به دست آورده اند، در لحظاتی کوتاه و رایگان به شما هدیه می کنند و از این لحاظ مدیران ما هر چقدر هم مجرب و عاقل باشند،جلسات هم اندیشی و اتاق های فکر هم باید فعال شوند!

توصیه های نامشروع دوستان پر توقع را به دیوار بکوبید و آنچه را که حق است، انجام دهید و با هیچکس رو در بایستی پیدا نکنید و عدالت را فدای رفاقت و یا قرابت نکنید!

به متملقان و نیز آدم هایی که مشتاق مسئولیت اند، طبق رهنمود ائمه اطهار(ع) مسئولیتی ندهید و مسئولیت را به کسانی بدهید که اگر چه کمک می کنند، اما توقعی ندارند و اگر چه همراه اند، اما انتقاد هم می کنند!

شایستگی مدیران را نه فقط در نقطه شروع همکاری، بلکه در متن همکاری هم بطور مستمر ارزیابی کنید، چرا که برخی خوب آغاز می کنند، اما در ادامه لیاقت همکاری و اعتماد را از دست می دهند، عقد اخوت با کسی نبندید!

سیاه و سفید دیدن، همه یا هیچ پنداشتن، بلی و خیر پرسیدن، شب و روز تصور کردن، یا با ما و یا علیه ما انگاشتن دیگران از اشتباهات نابخشودنی و از ارزیابی های نابجاست، بلکه باید پیوستاری نگریست و موسع دید!

داور مسابقه ای که مدتها سوت نزند، غالباً اولین سوت را اشتباه به صدا در می آورد، فلذا باید خود را از لاک سکوت درآورد و به جریان بازی پیوست و با دیگران دوید و نشست و برخاست داشت و فعال بود!

به احتیاط بیش از حد، ترس گفته می شود، همانگونه که به شجاعت بیش از حد هم تهور و بی باکی اطلاق می شود که هر دو از مصادیق افراط و تفریط و آفت شجاعت اند!

وقتی که دیکته ای ننویسیم، غلطی هم نداریم! اما نباید از ترس اینکه شاید غلطی از ما بگیرند، از نوشتن دیکته انصراف دهیم و یا آنچنان کم بنویسیم که گویا هرگز چیزی ننوشتیم! بلکه باید آستین ها را بالا زد و کاری کرد و اگر هم اشتباهی پیش آید، باید بپذیریم که اشتباه، ذات و جزء کار است!

به جای حل مسائل دشوار و سخت، نباید صورت مسئله را پاک کنیم، بلکه باید به مصاف مسئله رفته و با آن دست و پنجه نرم کنیم! چرا که: مشکلی نیست که آسان نشود  مرد خواهد که هراسان نشود!

نباید از ترس مرگ، خودکشی کرد! بلکه باید به مصاف مرگ رفت و مرگ را تحقیر کرد، تا اگر هم سراغ ما می آید، احساس نکند که کار شاقّی کرده، بلکه با آمادگی ما، زندگی در قالبی دیگر استمرار می یابد!

خلاصه اینکه ماه عسل مدیران، باید کوتاه باشد و با توجه حجم مطالبات و انتظارات بایستی به مدار برگردند و آقایان یواش یواش باید با قلق گیری های کاری و مدیریتی، سیبل و خال سیاه دستگاههای اجرایی را هدف قرار داده و شلیک کنند!

نکته را هر چند می خواهم که پنهان دارمش           سینه می گوید که من تنگ آمدم، فریاد کن!

آداب و رسوم مردم مازندران

نوروز خواني :

نوروز خوانان معمولا" پانزده روز قبل از فرا رسيدن عيد نوروز به داخل روستاها مي آيند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه هاي محلي، طليعه سال نو را به آنان مژده مي دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند كه يك نفر اشعار را مي خواند، يك نفر ساز مي زند،نفر ديگر كه به آن كوله كش( باركش ) مي گويند به در خانه هاي مردم مي رود و مي خواند:
بادبهارون بيمو / نوروز سلطون بيمو/ مژده دهيد به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علي باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز ديگر / شما را سال نو باشد مبارك صاحب خانه نيز با دادن پول، شيريني ، گردو، تخم مرغ و نخود، و كشمش از آنان پذيرايي مي كند....
   
ادامه نوشته

قانون اساسی ایرانpdf

قانون اساسی  ج ا ا 

برنامه ریزی در زندگی

برنامه ریزی در زندگی

می خواهم  موفق تر باشم

می خواهم  موفق تر باشم 

نقشه ایران

نقشه ایران(چو ایران نباشد تن من مباد) 

گردشگری-ایران

گردشگری-ایران